مثل شهری که به روی گسل زلزله‌هاست

خیانت واژه‌ی تلخی است اما از چه می‌نالم؟
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را

دیواری که فرو ریخت، فرو ریخته. دیگر نمی‌شود بی هوا به آن تکه داد حتی اگر بازش بسازی و  از روز نخستین هم بهتر باشد… همیشه خاطره‌ی آوار شدنش در پس ذهنت (جایی میان همان اتاق‌هایی که خاطرات ناخوشایند و مگو را انبار کرده‌ای) هست و روزی یواشکی و پنهانی، بی‌آن‌که حتی ذره‌ای منتظرش بوده باشی، سرزده، اما تمام قد، (در پس تمام شادی‌های روز و لبخندهایی که بر لبانت نقش بسته بود) در نهان‌خانه‌ی دلت ظاهر می‌شود، آن هراس ِ حول‌انگیز بی‌اعتمادی.

دیواری فرو ریخت، دلی آزرده شد و زندگی لبخند زد که این نیز بگذرد.

پی‌نوشت:

بیت آغازین نوشته از فاضل نظری است.

One thought on “مثل شهری که به روی گسل زلزله‌هاست

Leave a Reply