استاد عزیز ما

You guys, young scientists, are like street dogs. We will train you how to fight, but at one point you have to show your own teeth and go out and pick your fight and get your portion!

 

Grrrrrhhh!

 

استاد عزیز ما

ایمیل من:

سلام فلونی
می شه من امروز ببینمت؟

مرسی

من

پاسخ استاد:

تو:

اگر یه سر بیای لایبزیک, آلمان, حتما!

مرسی

فلونی

من:

ویزای چند بار ورودم رو پیدا نمی کنم 🙂 ایشاالله دفعه بعد!

و سپس به همراه یکی دیگر از استادهام رفتیم کافی خوردیم!
بعله یه همچین استادایی دارم من!
 

استاد عزیز ما

استاد عزیز ما وسط کلاس با حرارت مشغول درس دادن بود که ناگهان تلفن همراهش شروع به زنگ زدن کرد! یک اوه، فاااااااک حواله کردند و در حالی که تلاش می‌کرد گوشی‌اش را از جیبش در بیاورد از دانشجو‌ها عذرخواهی کرد! نگاهش به صفحه‌ی  نمایشگر موبایل که افتاد فرمودند:اووووووووو….ه! یک نگاه مظلومانه به ما کردند و با لهجه‌ی شیرین نیمه لاتین/ نیمه ایتالیایی فرمودند که بچه‌ها من باید اینو حتما جواب بدم!
تلفن را جواب دادند به زبانی که بنده نفهمیدم اما بخشی از کلاس زبان مادریشان بود! و بعد قطع کردند و رو به کلاس گفتند:
مامانم از وطن زنگ زده بود! جواب مامان رو که نمی‌شه نداد! چون اگه ندی پخخخخ! پخخخخخ! ( و با انگشت اشاره به بریده شدن کله کردند!)

خواستم بگم یه همچین استادی داریم ما!

 

My dear Prof. Said:

 

Scorpions enter my house as a 3D object but leave it in 2D!

 

 

استاد عزیز من

نقشه‌کشی صنعتی

سال‌ها پیش در دوره‌ی کارشناسی درسی داشتیم که غالب دانشجوهای شیمی (از جمله وبلاگ‌صاحاب) در عجب بودند که آخر کدام پدر آمرزیده‌ای این درس نقشه‌کشی صنعتی را برای شیمی‌دان‌ها گذاشته که پدر صاحب بچه‌ را در تصور دنیای سه بعدی در بیاورد! و همگی در عجب بودند از این‌که آخر کشیدن تصویر از پهلوی یک پیچ در یک کره‌ی محاط در مخروط ناقص قرار است کجای بازی با لوله‌ آزمایش و تیتراسیون اسید باز به کار ما بیاید. این چنین شد که اگر اشتباه نکنم این درس برای شیمیست‌ها اختیاری شد در سال‌های بعد… اما این جانب امروز در جلسه‌ی هفتگی گروه از آن درسی که خدا می‌داند چند سال پیش پاسش کردیم استفاده کردم! استاد عزیز ما و باقی گروه در حال ساخت یک سیستم جدید برای دور اندازه‌گیری‌هایشان هستند و استاد عزیز ما نقشه‌های ساخت را کشیده بود و امروز بنده نقشه‌ها را اصلاح کردم! و بدین ترتیب از ضرر مالی احتمالی جلوگیری شد، خلاصه این‌که هر چیز که خار آید یک روز به کار آید

عیبی ندارد! خب یاد می‌گیریم!إ

پدر استاد عزیز ما یک ریاضی‌دان آلمانی است و بنده یواش یواش دارم عاشقش می‌شم! استاد عزیز ما امروز برایم تعریف کرد که پدرش از جمله‌ی آدم‌هایی است که معتقد است خیلی چیزها در ترجمه گم می‌شود! همچنین اعتقاد دارد که باید متن اولیه‌ی هر مسئله را خواند و نه تقریر‌های نفرات بعدی را

به همین دلیل تا جایی که استاد عزیز ما به یاد دارد پدرش زبان نروژی و روسی و کمی ژاپنی یاد گرفت تا مقالات مورد علاقه‌اش را به زبان اصلی بخواند!!! استاد عزیز فرمودند: پدرم می‌گفت: خب این زبانش فلان است! عیبی ندارد! خب یاد می‌گیریم!!ء

تماشایی است

اگر حال و امکانش را دارید به شدت توصیه می شود دیدنش

 

My dear Prof. Said:

The physics of this problem is finished here. The rest of this is just algebra and it is only for mind’s masturbation!