آغاز سال نو با شادی و امید

سال نو رو به همه‌ی هم‌وطنان عزیزم تبریک می‌گم

#جوزدگی‌ها

 

از قدیم و ندیم گفتن

درخت هر چه بارش بیش، برفش بیشتر!

 

Lessons from Arizona

If you sleep for 8 consecutive hours, you’ll get dehydrated!

 

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد…

آن‌چه را که دیگران را به آن متهم می‌کنیم غالبا آن‌چیزی است که خود به آن دچاریم و به احتمال زیاد در اعماق وجودمان به این امر آگاهیم.
کمی ترسناک است! وقتی با آقای الف. صحبت می‌کنم و او عالم و آدم را متهم به داشتن فلان نقیصه می‌کند و چهار روز بعد می‌بینم که خانم ب دو خاطره از برخوردش با آقای الف می‌گوید و تو می‌توانی آن دو خاطره را به عنوان مثالی برای تعریف همان خصیصه‌ای که آقای الف همه را به خاطرش ملامت می‌کند، در فرهنگ‌واژگان قرار دهی.

تمام این مشاهدات مرا هر روز دست به عصاتر می‌کند در برخورد با خودم! این تجربیات است که مرا وا می‌دارد به جای فکر کردن به مردم، سعی کنم از بارانی که نیمه‌شب در بیابان محل سکونتم می‌بارد نهایت لذت را ببرم که هر چقدر می‌اندیشم فرصت زندگیم کوتاه‌تر از آن است که به در صدد رسیدگی به اشکالات کسی جز خودم باشم.

ما بعد التحریر:

دوست خوبم ز. ک. کامنتی در یکی از شبکه‌های اجتماعی برایم نوشت که حیفم می‌آید این‌جا نماند:

مولانا در در فیه ما فیه:
پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد. خود را در آب می‌دید و می‌رمید، او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد…

پ.ن:
1- سرنوشته‌ی این متن بیتی است از حافظ.
2- یاد مصرعی از مولوی افتادم در پایان این نوشته، که حضرتش می‌فرماید:
عیب جویان بیشتر گم‌کرده راه!

 

چشم خدا بر تو ای بدیع شمایل/ یار من و شمع جمع و شاه قبایل

به نظرم “خدا حافظ” دسیسه‌ای بود که طرفداران حافظ برای کم رنگ کردن سعدی وارد زبان فارسی کردند!

× عنوان بیتی از سعدی است.

 

The moment you know you are going to be in trouble….

I looked at her, rapt.

 

 

آه که من دوش چه سان بوده ام

گلوله خوردم… جایش تیر کشید…کسی ندید… کمی دور و برم را نگاه کردم… لباسهایم را تکاندم…رفتم

 

جهان سوم

جهان سوم جایی است که بازی مردمانش همواره « چه کسی زرنگتر است» باشد. جهان سوم جایی است که برای مردمش جایی برای بازی برد- برد وجود ندارد