و چنین گفت دوست من

مدت‌هاست در هوای سرد اروپا گیر کرده‌ام. هر وقت دلم هوای ایران رو می‌کنه می‌رم سولاریوم وقت می‌گیرم. آدمی باید اگر اصلش رو هم حفظ نمی‌کنه، لااقل رنگش رو حفظ کنه!

 

از لابه‌لای گفتگو

و ناگاه حس می‌کنی که شاید دیگر معصومیت را دوباره در آیینه‌ای نتوانی ببینی.

حس می‌کنی که شاید چیزی درون سینه‌ات سنگ شده و دیگر شاید به سان روزانِ قدیم نتوانی ببخشایی و نرمش نشان بدهی.

حتی از آن هم تلخ‌تر شاید هرگز نتوانی عشق را آن‌گونه بی‌شرط و بی‌توقع درک کنی و از آن بالاتر تجربه!

 

و چنین گفت دوست من ۲

وزیر علوم: اختلاط در دانشگاه‌ها مطابق با الگوی غربی است. 
دوست من: ایشالا کی مراسم حج رو تفکیک جنسیتی می کنید تا الگوش اسلامی شه!
 

و چنین گفت دوست من ۱

دوستی را بعد از ۵ سال به صورت تصادفی دیدم:
می‌گوید:
+ خب چه خبر از بچه‌های ایران….
-….
«سکوت به مدت سی‌ ثانیه و همدیگر را در حال فکر کردن نگاه می‌کنیم»
+ خب کسی دیگه ایران نمونده، حتی فلانی هم این‌جاست.